|
زبان
و ادبیات فارسی (2)
شیوهی خط
فارسی
هنگام سخن
گفتن برای القای بهتر معانی از تکیه، اهنگ و تاکید استفاده
میکمیم. رعایت این موارد به سخنور کمک میکند به راحتی بتواند با
شنوندهاش ارتباط برقرار کند. رعایت شیوهی خطِّ فارسی نیز در یک
نوشته موجبِ گویایی، سادگی و سهولتِ خواندن و نوشتن میشود. به
کمکِ شیوهای یکدست از دوگانگی پرهیز میشود.
در شیوهی
خطِّ فارسی که میآید اصل بر چند مطلب است.
1ـ رعایتِ
موازین دستور زبان فارسی
2ـ رعایتِ
استقلال کلمات
3ـ همخوانی
نوشتار با گفتار
4ـ تبعیّتِ
واژگان بیگانه از شیوهی خطِّ فارسی
5ـ سهولت
در خواندن و نوشتن
6ـ گزینش
بهترین شکل نوشتاری
7ـ
انعطافپذیری
8ـ
چشمنوازی و زیبایی خط
آنچه که
گفته میشود جنبهی پیشنهادی دارد و تنها قصدِ یکدست کردن شیوهی
خطِّ فارسی است. پس دو شکل پیشنهادی هر دو از نظر ما درست است و
غلط محسوب نمیگردد. مثلاً هر دو شکل «نمیگردد» و «نمیگردد» و یا
«همفکر» و «همفکر» درست است.
1ـ
رعایتِ استقلال کلمات
هر کلمه
دارای معنی مستقلی است و در جمله نقش دستوری دارد. پس استقلال آن
هنگام نوشتن باید حفظ شود. در موارد زیر بهتر است دو بخش ترکیب جدا
نوشته شود:
کلماتِ مرکًب:
شورایعالی
شورای عالی
چشمپوشی
چشمپوشی
جستجو
جست و جو
برنگرا
برونگرا
تصنیفخوان
تصنیفخوان
دلداده
دلداده
سخندان
سخندان
نگاهداشت
نگاهداشت
دانشپژوه
دانشپژوه
رواننویس
رواننویس
خرمنکوب
خرمنکوب
غولاسا
غولآسا
پنجپایه
پنجپایه
تکمحصولی
تکمحصولی
توجّه 1: کلماتی که شکل ترکیبی آنها کاملاً پذیرفته شده است، به
همان شکل پیوسته نوشته میشوند:
کتابخانه، آبرو، آبجوش
توجه 2: هرگاه جزء دوّم کلمهی مرکّب با
«آ» آغاز شود کلمه پیوسته
نوشته میشود. . مد
« َ » از الف حذف میگردد:
پیشآهنگ
پیشاهنگ
همآیش
همایش
شبآهنگ
شباهنگ
ترکیبهای عربی
پُرکاربُرد در فارسی:
عنقریب
عنقریب
انشاءالله
انشاءالله
علیحدّه
علیحدّه
معهذا
معهذا
منجمله
منجمله
معذالک
معذالک
«را» نشانهی مفعول:
آنرا
آنرا
کرا
که را
کتابرا
کتاب را
ترا
تو را
توجّه: «چرا» و «زیرا» به صورتِ پیوسته نوشته میشوند.
«ها» نشانهی جمع:
کتابها
کتابها
قلمها
قلمها
آنها
آنها
ایرانیها
ایرانیها
که:
آنکه
آنکه
همینکه
همینکه
چنانکه
چنانکه
اینستکه
این است که
توجّه: «بلکه» پیوسته نوشته میشود.
«می» نشانهی استمرار یا نشانهی اخباری بودن فعل:
میبرد
میبرد
میشنود
میشنود
میروم
میروم
میگذرد
میگذرد
«تر» و «ترین»:
آسانتر
آسانتز
کوچکتر
کوچکتر
مهربانتر
مهربانتر
خوبتر
خوبتر
«این» و «آن»:
آنگاه
آنگاه
اینگونه
اینگونه
ازینرو
از این رو
آنسو
آنسو
اینطور
اینطور
اینجانب
اینجانب
«هم»:
همکلاس
همکلاس
همسال
همسال
همشاگردی
همشاگردی
همبازی
همبازی
نوجّه: چون
«هم» در کلماتِ همسر، همسایه، همشیره و ... با جزء
دوّم خود آمیختگی معنایی پیدا کرده است پیوسته نوشته میشود.
﷼
«چه»:
آنچه
آنچه
چطور
چهطور
چقدر
چهقدر
چکاره
چهکاره
توجّه: «چرا» و «چگونه»استثناء هستند.
«بی»:
بیحال
بیحال
بیکس
بیکس
بیکار
بیکار
بیچون و
چرا
بیچون و چرا
بیآزار
بیآزار
توجّه: کلکاتِ بیمار، بیدار، بیدخت، بیهوده و ... پیوسته نوشته
میشوند؛ زیرا جزء دوّم آنها معنی مستقلی ندارد.
«ای»:
ایخدا
ای خدا
ایکاش
ای کاش
«یک»:
یکطرفه
یکطرفه
یکجا
یکجا
«ب» صفتساز و قیدساز:
بنام
بهنام
براحتی
بهراحتی
بویژه
بهویژه
بسزا
بهسزا
«ب» حرفِ اضافه:
بعکس
بهعکس
لابلا
لابهلا
باو
به او
دربدر
دربهدر
توجّه 1: «ب» در آغاز بعضی ترکیبهای عربی، جزء کلمهی عربی
است و پیوسته نوشته میشود:
بهغیر
بغیر
بهلاتکلیف
بلاتکلیف
بهلافصل
بلافصل
توجّه 2: «ب» پیشوندی همواره به فعل میپیوندد:
بهبینم
ببینم
بهرفت
برفت
بهساز و
بهفروش
بساز و بفروش
«بـ» «نـ» «می» وقتی بر سر فعلی میآید که با
«آ» اغاز میشود، مد
« َ » از الف حذف میشود و به جای آن
«ی» میآید:
آید
بآید بیاید
آسا مآسا
میاسا
آمد نآمد
نیامد
2ـ «ها»ی بیان حرکت
«ه» بیان حرکت
(«ها»ی غیرملفوظ) به جزء بعد نمیپیوندد:
علاقمند
علاقهمند
جامها
جامهها
سایدار
سایهدار
بهرمند
بهرهمند
گلمند
گلهمند
گلدار
گلهدار
یونجزار
یونجهزار
لالگون
لالهگون
کلماتی که به
«ـه» بیان حرکت ختم میشوند، در صورتی که با
«ان» جمع
بسته شوند یا
«ی» مصدری بگیرند
«ـه» را از دست میدهند و با
«گان» جمع بسته میشوند و با
«گی» حالت مصدری یا نسبت پیدا میکنند و
پیوسته نوشته میشوند:
تشنهگی
تشنگی
طلبهگی
طلبگی
نخبهگان
نخبگان
شرکتکنندهگان
شرکتکنندگان
طلایهگان
طلایگان
دیدهگان &nbs |